پاییز 94 و اغاز مدرسه
عزیز دلم امسال تو به پیش دبستانی رفتی . همون مکتب الزهرا این چهارمین سالیه که تو اینجا میری. برات لباس دوختم بعدا عکستو با لباس میزارم. کی ذوق داشتی واسه مدرسه رفتن. هانیه دختر خاله اعظم هم میاد اینجا به همین خاطر هر دوتون خیلی خوشحال بودین. صبحها یه خورده اذیت میکنی آخه شب دیر میخوابی .دیر رفتی مدرسه خانم عظیمی تو رو تنبیه کرد. خیلی کسرت میشه به من نگفتی . یه روز دیگه هم دیر رفتی بهت اجازه نداد سر صف بری من خودم دیدم ولی سعی داشتی به من نگی ولی بالاخره گفتی. میگی خانم عظیمی رو دوست نداری چون منو تمرین کرد.اولین بار گفت دستات بالا باشه روی یه پا بایست میگی بلد نبودم خانم عظیمی برام خنده کرد. از اینکه سر صف نرفتی خیلی ناراحت بودی داشتی گریه م...
نویسنده :
عطیه ریاحی
9:49


